انجا که عشق فرمان می دهد محال سر تعظیم فرود می اورد...
کاش دانه های دلــــم همچون اناری پیدا بود تا می دیدی هردانه هزار دانه ی تورا دوــــــت دارد کاش لحظه ای درچشـــــم من خود را تماشـا میکردیــ تا باورت شود تا کدامین اوج عاشق توام هرکجا باشی جایت سبز، هرچه باشی لبانت پرخنده باد اندیشه ت را با که میپرورانی؟؟ خوش بحالش اما مرا همین بس که دوــــــــتت دارم، مثل دیروز، مثل امروز تا ته فردا...... پ.ن:فقط همین شعر، دیگه چیزی ندارم بگم جز یه عالمه جیغ،داد و فریاد و اشک که تو همین پست جاشون میذارم حواستون باشه کرنشین....
نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/٢٩| ساعت
۱٠:۳٤ ق.ظ| توسط ستاره| نظرات ()
| قالب جدید وبلاگ پيچك دات نت |
