كدهای جاوا وبلاگ




mouse code

كد ماوس




انجا که عشق فرمان می دهد محال سر تعظیم فرود می اورد...

کاش دانه های دلــــم همچون اناری پیدا بود

تا می دیدی هردانه هزار دانه ی تورا دوــــــت دارد

کاش لحظه ای

درچشـــــم من خود را تماشـا میکردیــ

تا باورت شود تا کدامین اوج عاشق توام

هرکجا باشی جایت سبز،

هرچه باشی لبانت پرخنده باد

اندیشه ت را با که میپرورانی؟؟ خوش بحالش

اما مرا همین بس که دوــــــــتت دارم،

مثل دیروز، مثل امروز

تا ته فردا......

 

پ.ن:فقط همین شعر، دیگه چیزی ندارم بگم جز یه عالمه جیغ،داد و فریاد و اشک که تو همین پست جاشون میذارم حواستون باشه کرنشین....

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/٢٩| ساعت ۱٠:۳٤ ‎ق.ظ| توسط ستاره| نظرات ()

چه کسی میگویدکه گرانی اینجاست؟؟؟

دوره ارزانی است!

چه شرافت ارزان !!

تن عریان ارزان !

و دروغ از همه چیز ارزانتر

آبرو قیمت یک تکه نان

و چه تخفیف بزرگی خورده است

قیمت هر انسان

 

بعدانوشت:من رقص دختران هندی را بیشتر از نماز پدر و مادرم دوس دارم چون آنها از روی عشق و علاقه می رقصند اما پدر و مادرم از روی عادت نماز میخوانند.

بعدا نوشت2:میخوام به حرف دوستم گوش کنم زیاد قاطی مسائل نشم و دوباره عاشقانه بنویسم ولی خب یه مدت دیگه...

بعدا نوشت3:این شعر مال دکتر علی شریعتی بود.

 بعدا نوشت4:شعرهای خودمو تو وب نمی زارم آخه می ترسماسترس

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/٢۱| ساعت ٩:٥٦ ‎ق.ظ| توسط ستاره| نظرات ()

بگذارید این وطـنـــ دوباره وطنـــ شود

بگذارید دوباره همان رویایی شود که بود

بگذارید پیشآهنگ دشت شود

و در آنجا که آزاده است منزلگاهی بجوید

این وطنــ هرگز برای من وطنــ نبود

بگذاریداین وطن رویایی باشد که رویاپروران در رویای خویش داشتند

بگذارید سرزمین بزرگ وپرتوان عشق شود

سرزمینی که درآن نه شاهان بتوانند بی اعتنایی نشان دهند

نه ستمگران اسباب چینی کنند تا هرانسانی را

آنکه برتر از اوست از پا درآورد

این وطن هرگز برای من وطن نبود

آه.....

بگذارید سرزمین من سرزمینی شود که درآن آزادی را

با تاج گــُل ساختگی وطن پرستی نمی آرایند

اما فرصت و امکان واقعی برای همه کس هست

زندگی آزاد است و برابری درهوایی است که استنشاق میکنیم

در این سرزمین آزادگان برای من هرگز نه برابری

در کا بوده است نه آزادگی....

 

پ.ن: اگه بزارن..........

پ.ن: کوروش الان چی میکشه.......؟؟؟؟؟؟؟؟؟

پ.ن:آزادگی؟؟!!!!میترسم تو وبم بیان بگیرنمون..هه


 

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/۱۳| ساعت ٢:٤۱ ‎ب.ظ| توسط ستاره| نظرات ()

سرم درد میکند و خواب

بدجور روی پلکهایم سنگینی میکند

سینه ام میسوزد

مثل اینکه یک تکه از سینه ام

همان که سمت چپ است

آتش گرفته....

میترسم بخوابم

یاد کابوس هایی که در نبودت میبینم

جرات خوابیدن را از من گرفته

اما باز ترجیح میدهم که بخوابم

چون،کابوس نبودنت

بهتر از واقعیت تلخ نبودنت است

حداقل دلخوشـــ بهـ اینم که

کابوس است...

بی خیال شو و نترس

واقعیت که ندارد

کابوس است فقطــ همین

توکه ترسو نبودیــــ ؟؟؟؟؟

.

.

.

آسوده بخواب ، برمی گردد

و  دلم را با این خیال خوش صابون می زنم

دلم را گول میزنم

شایــــــــــد.....

یکــــ شب

یکــــــــ روز

یکــــــــــــ ماه

یکــــــــــــــــ سال

شاید..... بر...گر....دی....

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/۸| ساعت ۱:۱٧ ‎ب.ظ| توسط ستاره| نظرات ()

 

خـــــــــــــــدایا.....

کودکان گلفـــــــروشـ را میبینی ؟

مردان خانهــــــ بــه دوشــــــ

دخترکان تن فـــــــــــروش

مـــادران ـــــــــــیاه پـوشـ

کاسبانــــ دیــن فروش

پــدران کلــیهـ فــــروش

انسانهای آدمــــــ فروشـ

همهــــــ را میبینی؟؟؟؟

میخواهم یک تکه آســــمان کلنگی بخرم

دیگر زمینت بوی زندگیـــــــــ

نمی دهـــــد ..........

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/٦| ساعت ۱:۱٦ ‎ب.ظ| توسط ستاره| نظرات ()















قالب جدید وبلاگ پيچك دات نت